دوره
چه سیکل مسخره ایی شده رابطه من و تو
هر چند یک بار مثل الان تا گردن تو گل گیر می کنم
یادت میفتم
تو کمکم میکنی
بعد من تو از یاد میبرم
و دوره میکنیم روز را و شب را
مثل الان
با تو هستم خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا مگه کری؟
+ نوشته شده در بیست و هفتم مهر ۱۳۹۰ ساعت 7:9 PM توسط علی عبدی
|
اینجا یادگاری است از بغض های سر بسته و نامه های پست نشده در رورهای بی تقش و بی نگار